ای به فدای آرامشت
یارم به یک لا پیرهن،خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن،مست است و هوشیارش کند پروانه امشب پر نزن اندر حریم یار من ترسم صدای پرپرت از خواب بیدارش کند پیراهنی از برگ گل بهر نگارم دوختم بس که لطیف است ان بدن ترسم که آزارش کند ای آفتاب آهسته نه پادر حریم یار من ترسم صدای پرپرت از خواب بیدارش کند ...
نویسنده :
مامان مژگان
18:53









