هلن جونیهلن جونی، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

«هلن روشنای زندگی ما»

یه بعد از ظهر بهاری

گیلاس خانوم من امروز من وشما و بابا جون رفتیم دریا .از جیغ و دادهای از سر ذوق شما مشخص بود که خیلی خوشت اومده و بهت داره خوش میگذره این هم از عکسها نازنین من بقیه عکسها رو در ادامه مطلب میتونین مشاهده کنین   ...
25 خرداد 1394

پنج ماهگیت مبارک جگرگوشه

آلبالوی مامان،پایان پنج ماهیگت و ورودت به ششمین ماه زندگیت مبارک باشه.روز به روز داری با نمک تر و دوست داشتنی تر از قبل میشی.صدای جیغ های خوشگلت که خنده بر لبهای ما میاره بهترین موسیقی خونه شده غرغر کردنهات هنگام خوابیدن مثل گوجه سبز خوشمزه آب از لب و لوچه آدم راه میندازه غلتیدنهات و انتظار کشیدن برای دور بعدش جذابترین مسابقه برای دیدن شده..لذت تماشای دست و پاهای سفید و تپلت اینقدر شیرینه که حاضرم ساعتها به تماشا بنشینم و اون انگشتهای نقل و نباتتو مدام ببوسم...هلنم گل زیبایم...خدای زمینی من..تو را میپرستم.. دیروز با یکی از دوستام که یک بچه یک سال و شش ماهه داره داشتم صحبت میکردم ،تو حین حرفاش متوجه شدم که چقدر مامان ها احساس های مشترکی ن...
20 خرداد 1394

هلن جونی گوششو سوراخ کرد:)

یاقوتم..چند وقتی بود که تصمیم گرفته بودم گوش شما رو سوراخ کنم و امروز به مناسبت این عید فرخنده نیمه شعبان فرصت رو غنیمت شمردیم و همراه با بابا جون شمارو بردیم و طی یک عملیات بسیار سخت و جانفرسا این کارو انجام دادیم.مبارکت باشه قند عسلم..با یک عالمه آرزوی خوب برای شما عیدت هم مبارک عکسهارو در ادامه برات میذارم هلن بانوی من.البته ازونجاییکه صحنه های سوراخ کردن گوش ناراحت کنندست اونارو نمیذارم ...
12 خرداد 1394

نیمه شعبان مبارک..

میلاد با سعادت آقا امام زمان مبارک باد.   این روزها روزهای شیرینیه عشق من..اینکه لحظه به لحظه شاهد رشد و بالیدن زیباترین معجزه ی خدا در آغوشت باشی...لبخندهاشو ببینی..با صدای زیباش قند توی دلت آب بشه و هر لحظه شیریت تر و دوست داشتنی تر از قبل بشه.. خیلی شیرینه زندگی با تو هلن.. قربون اون دستهای لطیفت برم که وقتی توی بغلم هستی مدام درازشون میکنی و میخوای چیزایی رو که روبروت هست رو بگیری..فدای اون زبون شیرینت بشم که هر چی رو به دستت میگیری باید حتما مزه مزه اش کنی و تا ازت غافل مبشم میبینم پتوت یا چیزهای دور رو برت رو کردی تو دهنت جونم میره واسه لحظه هایی که یک دور کامل غلت زدی دور خودت و داری تند تند نفس میکشی و به اط...
12 خرداد 1394

یه جمعه ی خوب

سلام عزیز دل مامان جمعه ای که گذشت با خاله مونا و شوهرش رفتیم گردش.جواهر ده رامسر.که خیلی به ما و  همچنین شما خوش گذشت.مدام مواظب بودم تا آب تو دل شما تکون نخوره، عکس هاشو توی ادامه مطلب برات میذارم نفس مامان   آبشار جواهرده-رامسر چشمای قشنگ تو مثل شبای پر ستاره است/دیدن تو برام مثل عمر دوبارست.. آسمانم اشک نريز! توی آغوش خودم باش که آرام شوی دوست داری که در اين جاده ی خيس احساس با سکوت و من و يک لبخندتا رسيدن به دل عاطفه همگام شوی؟ غم مخور! گريه نکن ... با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو / باشد که خستگی بشود شرمسار تو در دفتر همیشه ی من ثبت می شود / این لحظه ها عزیزترین یادگ...
5 خرداد 1394

94-2-31

شیرین کاری های جدید هلن جون قیافه ی جیگرم بعد از یک دور کامل غلتیدن خسته نباشی مامان جون ...
31 ارديبهشت 1394

چهار ماهگی هلن بانو مبارک..

نازنین قلب مامان..هیچ چیز نمی تونه توصیف کنه عشقی رو که لحظه به لحظه ریشه هایش در وجودم مستحکم تر میشه..هیچ چیز نمی تونه بیان کنه احساس شیرینی رو که نسبت به تو دارم و لذتی که از بودن تو در زندگیم میبرم.. عاشقتم مامان..عاشق.. چهارماهه که صدای نفس کشیدنت لالایی برای خواب من شده و دیدن روی ماهت طلوع صبح روشنم..مبارکت و مبارک من باشه این حضور زیبا..دوستت دارم دیروز من و شما و بابا و مادرجون رفتیم مرکز بهداشت و بعد از  کنترل قد و وزن واکسن چهارماهگیتو زدیم (قطره خوراکی فلج اطفال و واکسن پنتاوالان)..فدای اونلبخندهای شیرینت بشم که وقتی رو تخت بودی قبل زدن واکسن نثارمون میکردی و همچین که آمپول وارد رون چپت شد نفس مامان اشکهاش سرازیر شد...
20 ارديبهشت 1394