هلن جونیهلن جونی، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

«هلن روشنای زندگی ما»

بدون عنوان

تو را نه با دستهایم بلکه لا قلبم به آغوش کشیدمت دوست داشتنی ترین جای قلبم همان سمتی است که تو را دوست دارد ...
14 ارديبهشت 1394

بدون عنوان

با تو شب ما رنگ غزل می گیرد            از چشم تو بارها مثل می گیرد   از شهد نگاه نمکین تو هنوز                  بقال سرکوچه عسل می گیرد ...
5 ارديبهشت 1394

صد روز گذشت..

نفسم،عشقم،عمرم،جونم،همه کسم،هلنم صد روزه که خدای مهربون تو رو به دنیای ما هدیه کرده.صد روزه که خونه با صدای ناز خنده ها و گریه های شما پر شده و عطر نفسهات خونمون.رو عطراگین کرده. هلنم خوشحالم،با تمام وجود و از ته قلبم... هلنم همیشه باشی و شاد باشی...دوستت دارم ای لایق ستایش..
29 فروردين 1394

قهقهه!!

هلن دخت من ،امروز اولین باری بود که خنده هات تبدیل به قهقهه شده بود عاشق اون لحظه ای شدم که واسه اولین بار زیر گردن خوشگلتو ناز میدادم و یهو صدای قهقهتو شنیدم جیگر مامان .چقدر شیرین بود نفسم صدای خنده ات.. آرزو و دعای من توی این غروب جمعه اینه که همه ی مادرهایی که دوس دارننی نی دار بشن، این صدارو بشنون دامنشون سبز بشه..ان شاء الله.. ...
28 فروردين 1394