شروع غذای کمکی
ماه مهمانی خدا بر همه مسلمانان مبارک.ایشالا هممون ازین ماه نهایت استفاده رو ببریم و توی دعاهای خیرمون همدیگرو فراموش نکنیم.
بهونه ی این روزهای خوش من برای زندگی،هلن نازم،ماه رمضان سال گذشته مهمان وجودم بودی و روزها و شب های خوب ماه خدا رو با حضور تو سپری کردم و امسال ماه خدا رو با حضور تو نازنینم که به فضای خونه ما نشاط بخشیده شروع کردیم.
آغاز ماه رمضون امسال مصادف بود با سالگرد ازدواجمون که وجود تو خیلی خیلی جشن کوچیک مارو شیرین تر و قشنگ تر کرده بود.
همچنین با شروع این ماه پر برکت ،غذای کمکی شما هم شروع شد.من روز قبلش شما رو به مرکز بهداشت بردم و بعد از کنترل وزنتون بهم گفتن که شما وزنت خوبه و نیازی نیست تا پایان 6 ماهگی (که 19 روز بیشتر نمونده بود)غذا رو شروع کنم.اما اوزنجاییکه جگر گوشه من علاقه شدیدی به خوردن غذا نشون میده بهتر دونستم که کم کم شروع کنم.اولین وعده غذایی رو که نوش جون کردی عزیزم،لعاب برنج بود که با کمی نبات شیرینش کردم که خدای نکرده دل درد نکنی و خوشبختانه با کمال میل شروع کردی و نوش جون کردی و وقتی اندازه یک قاشق بهت دادم ،گریه میکردی که بازم میخوای.الهی من فدات بشم
بعد از خوردنش کمی نگران بودم که خدای نکرده دل درد نکنی که الحمدلله مشکلی پیش نیومد.ازونجاییکه من تنها بودم و شما هم حسابی شیطون شدی و ورجه وورجه میکنی نتونستم عکسهای خوبی بگیرم
اما همون چندتا رو برات میذارم.




هلن جونم ماشالا هزار ماشالا واقعا بازیگوش شدی و حتی یک لحظه هم نمیشه ازت غافل شده ،کار این روزای من مراقبت شبانه روزی از شما شده،خیلی خسته کننده است اما شیرینه.مامان گلم هم بیشتر وقتها تو نگه داری از شما کمکم میکنه.بعضی وقتها اگه مامان نباشه من باید بشین و فقط گریه کنم

دوستت دارم اکسیژن من


شروع غذای کمکی 













