به نام خدای مهربون
نازنین قلب من ،هلن عزیزم،از امروز تصمیم گرفتم که روزهای قشنگ زندگیتو برات ثبت کنم تا وقتی بزرگ شدی از خوندنشون لذت ببری.البته مامان جون ،من همه رو به صورت مکتوب تو دفتر خاطراتت نوشته بودم.اما گفتیم از دنیای تکنولوژی عقب نیفتیم
و اینجا هم به ثبت برسونیم.
شما از اردیبهشت 93 مهمون وجود من شدی و 19 دی 93 هم با وجود نازنینت مثل اسم قشتگت به زندگیمون روشنایی دادی.
توی این مدت لحظه های خوب و بد زیادی رو با هم سپری کردیم.و غمها و شادیهای زیادی رو باهم گذروندیم.بعضی وقتا تو نمی ذاشتی من بخوابم و بعضی وقتها هم من نمیذاشتم تو استراحت کنی
بابا هاشم شما خیلی هوامونو داشتو خیلی از اومدنت خوشحال بود.
ما به معنای واقعی داشتیم معجزه ی خدارو میدیدم..لحظه ها به سرعت سپری شد تا شما 19دی ساعت 1:40 بامداد روز میلاد با سعادت پیامبر اکرم (17 ربیع الاول) تشریف آوردی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


به نام خدای مهربون 

